تبليغاتX
مشق شب
پنجشنبه دهم آبان 1386
درد ، نام دیگر من است

آواز عاشقانه ي ما در گلو شکست 


حق با سکوت بود صدا در گلو شکست


ديگر دلم هواي سرودن نمي کند


تنها بهانه ي دل ما در گلو شکست


سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم


وان گريه هاي عقده گشا در گلو شکست


اي واي کس به داغ دل باغ دل نداد


ای وای٬ های های عزا در گلو شکست

 
تا خواستم که با تو خداحافظي کنم


بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست

 

برای قیصر ما چقدر زود دیر شد....

ای دریغ و حسرت همیشگی...